دیروز با پیام استاد حالمون گرفته شد کلاس تشکیل نمی شه
....
بعد از خوردن فلافل های نذری امام حسین با سلی رفتیم پارک ...من در حال پیاده رویی و سلی در حال تماشای مناظر
یه یک ساعتی اونجا بودیم و بعدش رفتیم خونه ..من یه دوشی گرفتم و اماده شدیم رفتیم اموزشگاه ...بعد از اینکه همه هنرجو ها رفتن سه تایی رفتیم سوپر...بستنی هندونه خریدیم و در حین حال یه سری هم به فلالی روبرو سوپر زدیم و سفارش دادیم ...تا اماده شدن سفارش بستنی هامون رو خوردیم
و توی اموزشگاه هم فلافل ...مث همیشه خیلی خوب بود و در اخر هم با چای شاممون رو هضم کردیم .... و این کل دیروز ما بود ...
برچسب: روزمرگی,روزمرگی به انگلیسی,روزمرگی یا روزمرگی,روزمرگی های من,روزمرگی ها,روزمرگی کیوسک,روزمرگی های یک زن,روزمرگی چیست,روزمرگی های یک رزیدنت جراحی,روزمرگی در زندگی زناشویی,
نویسنده: آیلین صادقی