جلسه هشتم کلاس زبان از ترم جدید رو هم رفتیم و مث همیشه عالی بود ....بعد از اینکه برگه ای به نازی دادم و یه نیم ساعتی اونجا بودم ...پیاده تا خونه رفتم.....دوباره اماده شدم رفتم خیابان دانشگاه هم برای کتاب و هم دارو که بعد از دو ساعت گشتن هیچ کدوم گیرم نیومد و بعد ش با بستنی رعفرانی پر پسته برگشتم خونه ...و شروع کردم به خوردن
برچسب:
نویسنده: آیلین صادقی